محمد سعيد جانب اللهى
58
پزشكي سنتى و عاميانه مردم ايران با نگاه مردم شناختى ( فارسى )
سردى در بافق كسى كه سردى دارد و داراى طبع سرد است ، بايد دمكردهء شاهتره و استوقدوس « 1 » بخورد ( جانب اللهى ، 1384 : 121 ) . در سنگسر : 1 . انگوم اروس ( سرو كوهى ) را براى رفع سردى مزاج مىخورند يا دود مىكنند . 2 . علفى به نام پاى گنجشك كه معطر و زردرنگ است و در كشتزارها مىرويد طبع آن گرم و بادكش است ، براى رفع سردى به كار مىرود . 3 . باره كه شبيه انغوزه است و فقط در كوههاى بلند مىرويد ، بادكش و داراى طبع گرم است ، تازهء آن را مثل سبزى مىپزند و براى رفع سردى مىخورند ( اعظمى : 58 ) . در ساوجبلاغ شيرخشت در آب گرم حل مىكنند ، براى درمان سردى مفيد است . گل پندركى « 2 » كه همان پنيرك است . براى درمان سردى مزاج به كار مىرود ( جانب اللهى ، 1372 ، ب : 26 ) . رطوبت مزاج علامت آن بىحسى عمومى و سرازير شدن آب از دهان ، سردرد ، حالت تهوع و دل به هم خوردگى ، شل شدن زبان و افزايش ادرار است ( طباطبايى ، 1381 : 690 ) . در خراسان بالنگو و ريحان و پرسياوشان را دم كرده ، افشرهء آنها را سر مىكشند . خوردن زنجبيل پرورده و عشبه هم براى دفع رطوبت بدن مفيد است ( شكورزاده : 253 ) . استسقا در ايلام براى درمان وركواز « 3 » يا آشى كه با آن درست كردهاند ، در چند نوبت پىدرپى مىخورند ( اسديان خرمآبادى و ديگران : 277 ) . گرمازدگى ( - حشرهدرمانى و فضولات ؛ حشرهدرمانى ) . فشار خون در مازندران از كرزنك « 4 » براى رفع فشار خون استفاده مىشود ( سازمان ميراث فرهنگى ، 1381 : 90 ) .
--> ( 1 ) . osto qedus ( 2 ) . pendereki ( 3 ) . varkowaz ( 4 ) . karzzank